پاسخ تشريحي آزمون تشريحي ادبیات1
پاسخ تشريحي آزمون تشريحي ادبیات1
1) در دو بيت زير كدام ويژگي داستانهاي حماسي مطرح شده است؟
«چو يك ماه شد، همچو يك سال بود / بَرش چون بَرِ رستم زال بود
چو ده سال شد زان زمين كس نبود / كه يارَست با وي نبرد آزمود»
پاسخ:رشد (بزرگ شدن ) سهراب غير طبيعي است و با منطق عيني سازگار نيست که كودك يك ماهه از نظر جثّه و اندام به اندازه ي كودك يك ساله باشد . بسيار شجاع است و هيچ كس نميتواند با او مبارزه كند (زماني كه سهراب ده ساله ميشود هيچ كسي جرئت ندارد با او مبارزه كند) همه ي اين موارد خارقالعاده است و مربوط ميشود به زمينهي خَرق ِ عادت (حوادث خارقالعاده ).
2) در بيت زير نوع «را» را مشخص كنيد.
«چو خندان شد و چهره شاداب كرد / وُرا نام تَهمينه سهراب كرد»
پاسخ:نوع «را» فك ّ اضافه است : تهمينه نام ورا (وي را) سهراب گذاشت (كرد)
گفتيم در «را» ي فك ّ اضافه اغلب ، مضافاليه بر مضاف مقدّم ميشود. در اين بيت «وي » مضافاليه است كه بر مضاف «نام » مقدّم شده است .
3) با توجّه به بيت زير علّت نامگذاري سهراب چه بود؟
«چو خندان شد و چهره شاداب كرد / وُرا نام تَهمينه سهراب كرد»
پاسخ:علّت نامگذاري سهراب ، شادابي و سرخي چهرهي سهراب بود. سهراب ؛ يعني، سرخاب
4) معني مصراع دوم بيت زير را بنويسيد.
«ز كُشتي گرفتن سخن بود دوش / نگيرم فريب تو زين دَر مكوش»
پاسخ:معني مصراع دوم : فريب تو را نميخورم ؛ در اين باره مكوش . زين در: در اين باره
|
5) معني كلمهي مشخص شده را بنويسيد.«تو پور گو پيلتن رستمي» |
پاسخ:پور: پسر
6) بيت زير به چه كساني اشاره دارد؟«بگير و بِبَرْ زنده بر دار كن / وَزو نيز با من مگردان سخُن»
پاسخ:كاووس به گيو ميگويد كه رستم را دستگير كن و به دار بياويز و دربارهي او ديگر با من سخن مگو.
7) با توجه به بيت زير اجداد سهراب را مشخص كنيد.
«تو پور گو پيلْتَن رستمي / ز دستان سامي و از نيرمي»
پاسخ:اجداد سهراب به ترتيب عبارتاند از: نيرم (نريمان ) سام دستان (زال ) رستم سهراب
8) در عبارت «تا باد و آب و آتش و خاك در آفرينش بر كار است .» تضاد وجود دارد.
درست O نادرست Oپاسخ:درست است .
9) معني كلمههاي مشخص شده در عبارات زير را روبه روي آن ها بنويسيد.
الف ) دهندهاي كه خواستن جز از او نيست خوش گوار.
ب ) فصلي در نَعت و منقبت برترين فرستادهي او آمده .
ج ) سپاس و آفرين ، ايزد جهان آفرين راست .
د) خدايي ، او راست درخورنده .
پاسخ:
الف ) دهنده : خداوند بخشنده
ب ) منقبت : هنر و كار نيك ، آن چه بدان نازند
ج ) آفرين : ستايش
د) درخورنده : لايق ، سزاوار
10) جاي خالي عبارتهاي زير را كامل كنيد.
عطاملك جويني ، كتاب ................. را به نثر .............. و .............. در قرن هفتم هجري نوشت .
پاسخ:عطاملك جويني كتاب تاريخ جهان گشا را به نثر متكلّف و مصنوع در قرن هفتم هجري نوشت .
11) با توجه به جمله ي «چرخ گردان به خواست و فرمان او پاينده»، چرخ گردان كنايه از چيست؟
پاسخ:چرخ در اينجا به معني آسمان است ؛ امّا مفهوم مجازي آن ، روزگار (هستي ) است .
12) كلمه ي «چون » در بيت زير حرف اضافه است يا حرف ربط؟
«گر هزاران دام باشد هر قدم / چون تو با مايي نباشد هيچ غم»
پاسخ:حرف ربط است . «چون» در اين بيت به معني «تا زمانيكه ، تا وقتيكه» است و دو جمله را به هم پيوند ميدهد.
هرگاه «چو» و «چون » به معني مثل و مانند بهكار روند، حرف اضافه به حساب ميآيند نه حرف ربط :
چو غنچه گرچه فروبستگي است كار جهان به معني : مانند (حرف اضافه )
13) در بيت زير چند «منادا» وجود دارد؟
«اي خدا، اي فضل تو حاجت رَوا / با تو ياد هيچ كس نبود روا»
پاسخ:دو منادا در بيت وجود دارد: 1ـ خدا 2ـ اي فضل تو ... منادا به قرينهي مناداي قبلي كه خدا باشد، حذف شده است ؛ يعني : اي خدايي كه فضل تو .... .
در بعضي از جملات، حرف ندا ميآيد امّا منادا حذف ميشود مانند:
«اي همه هستي ز تو پيدا شده / خاک ضعيف از تو توانا شده»
اي : حرف ندا، منادا: محذوف . در اين صورت، «كسي كه » را بهجاي مناداي محذوف ميآوريم :
اي كسي كه همه ي هستي از تو پيدا شده است . (البته در اينجا با توجّه به متن شعر، متوجّه ميشويم كه مناداي محذوف ، خدا، است )
14) معني مصراع دوم بيت زير را بنويسيد.
«قطره ي علم است اندر جان من / وا رهانش از هوا وز خاك تن»
پاسخ:معني مصراع دوم : آن (دانش اندك ) را از هوا و هوس و خواستهاي مادّي و اين جهاني، رهايي بخش .
15) با توجّه به بيت:
«از خدا جوييم توفيق ادب بيادب محروم شد از لطف رب »
چرا بيادب از لطف پروردگار محروم مي شود؟
پاسخ:انسان ناسپاس و قدرنشناس ِ نعمتهاي خداوند، شايستهي رنج و عذاب است ؛ بنابراين، انساني كه حدّ و اندازه ي انساني و شرعي رارعايت نكند، از لطف و نعمت خداوند محروم مي شود. بيت زير ميتواند بيانگر اين مفهوم باشد:
«شكرِ نعمت ، نعمتت افزون كند كفر، نعمت از كَفَت بيرون كند»
16) بيت زير كدام ويژگي سهراب را بيان مي كند؟ (معني بيت را بنويسيد.)
«به سهراب گفت اي يَل شير گير كمند افكن و گُرد و شمشير گير»
پاسخ:معني : رستم به سهراب گفت : اي پهلوان شجاع و اي دليري كه در جنگآوري و مبارزه با حريفان خود بسيار توانايي .اين بيت به شجاعت و دليري سهراب و ضعف و ناتواني رستم اشاره دارد؛ زيرا رستم به ناچار لب به ستايش سهراب باز مي كند.
17) با توجه به بيت :
«يكي خنجر آبگون بركشيد همي خواست از تن سرش را بريد»
معني «خنجر آبگون » را بنويسيد.پاسخ:خنجر بسيار تيز و برّنده
18) معني اصطلاحات و تركيب هاي زير را بنويسيد.
الف ) به كين بودن ب ) برآويختن ج ) بخشش هور و ماه د) بيدار دل هـ) چنگ بيازيد
پاسخ:الف ) انتقام جو بودن ب ) درگير شدن با يك ديگر؛ گلاويز شدن ج ) آن چه خورشيد و ماه (فلك ) نصيب آدمي مي كند (تقدير و سرنوشت ) د) روشن ضمير (اشاره به پاكي سهراب دارد) هـ) چنگ انداخت
19) مصراع هاي زير را معني كنيد.
الف ) ز نيك و بد انديشه كوتاه كرد ب ) زمانه به دست تو دادم كليد
پاسخ:الف ) ديگر به فكر نيك و بد روزگار نبود زيرا لحظه ي «مُردن » فرا رسيده بود.
ب ) روزگار كليد مرگ و زندگي مرا در اختيار تو نهاد.
20) با توجه به مصراع «چو بگشاد خفتان و آن مُهره ديد» معني واژه هاي «خفتان » و «مُهره» چيست؟
پاسخ:خفتان : زره ، پوشش جنگي
مُهره : همان نشان و يادبودي كه رستم به تهمينه داده بود كه بر بازوي پسرش (سهراب ) ببندد.